حساب و کتاب آخر سال، باز مى رسد اینک بهار

ده روزى مى شه که باز شب هام با کابوس به صبح مى رسن. اونقدر که حتى وحشت از خوابیدن باز داره به سراغم مى آد کابوس هایی که حتى در هزارتوى خواب هایی دیگه تکرار مى شن. یک مدتى که مى گذره حتى آدم دلش نمى خواد راجع به آزردگى هاش هم با کسی حرف بزنه. نه اینکه گوش نکنن، خود آدم دست ودلش به حرف زدن نمى ره. راستش همچین فرقى هم نمى کنه، چون باز هم همون رفتارى رو مى کنن که خودشون مى خوان. همیشه از این نگران بودم که نکنه یک روزى نگاهم به دیگران این طور بشه که هستن تا وقتى که کارى باهات دارن، اما مى بینم غیر از این هم نیستن، واقعا هستن تا نیاز دارن، از هر شکلش که حساب کنى. از اینها بگذریم، اصل مطلب اینه که:

باز پایان سال رسید، باز یک حسابرسی دیگه. چقدر دادى، چقدر گرفتى، چقدر بى منت بخشیدى، چقدر پس انداز کردى،چقدر بى حساب خرج کردى، چقدر بى تفاوت بودى، چقدر با دقت توجه کردى، چقدر از برنامه هات خوب و دقیق اجرا شد، چقدر فنا شد، چقدر خوب شدى، چقدر بد شدى و چقدر بزرگ شدى؟ حالا وقت حساب و کتاب با خودت فرحناز خانم. بدون تعارف. فقط امیدوارم آخرش به یک تراز منفى نرسی. خلاصه که گند نزده باشی. دلم مى خواد سال جدید همچین سبک و نرم از درش وارد بشى که خودت هم حظ کنى چه برسه به دیگران. اى نیروى مطلق لایزال که در همه کاینات جارى هستى فقط براى امروز از همه داده هایت سپاس گزارم فقط براى امروز با خود و دیگران مهربان خواهم بود فقط براى امروز خشمگین و نگران نخواهم بود فقط براى امروز کارم را صادقانه انجام خواهم داد فقط براى امروز خود و دیگران را محترم خواهم شمرد فقط براى امروز و همه روزهایی که در پیش است با کلام، نگاه، رفتار و افکار خود گناه نخواهم کرد باشد که چنین باشد نوروز خجسته????

/ 1 نظر / 20 بازدید